خرید بک لینک
چشمۀ خور در فلک چارمینسوخت ز داغ دل ام البنینآه دل پرده نشین حیابرده دل از عیسی گردون نشیندامنش از لخت جگر لاله زارخون دل و دیده روان ز آستینمرغ دلش زار چه مرغ هزارداده ز کف چار جوان گزیناربعه مثل نسور الربیسدره نشین از غمشان آتشینکعبۀ توحید از آن چار تنیافت زهر ناحیه رکنی رکینقائمۀ عرش از ایشان بپایقاعدۀ عدل از آنها متیننغمۀ داودی بانوی دهرکرده بسی آب دل آهنینزهره ز ساز غم او نوحه گرمویه کنان موی کنان حور عینیاد ابوالفضل که سر حلقه بودبود در آن حلقۀ ماتم نگیناشکفشان سوخته جان همچو شمعبا غم آن شاهد زیبا قرینناله و فریاد جهان سوز اولرزه در افکنده بعرش برینکای قد و بالای دلآرای تودر چمن ناز بسی نازنینغرۀ غرای تو الله نورنقش نخستین کتاب مبینطرۀ زیبای تو سرو قدمغیب مصون در خم او چین چینهمت والای تو بیرون ز وهمخلوت ادنای تو در صدر زینرفتی و از گلشن یاسین برفتنوگلی از شاخ گل یاسمینرفتی و رفت از افق معدلتیکفلکی مبر رخ و مه جبینکعبه فرو ریخت چه آسیب دیدرکن یمانی ز شمال و یمینریخت چه بال و پر آن شاهبازسوخت ز غم شهپر روح الامینآه از آن سینۀ سینا مثالداد ز بیدادی پیکان کینطور تجلای الهی شکافتسر انا الله بخون شد دفینتیر کمانخانۀ بیداد زددیدۀ حق بین ترا از کمینعقل رزین تاب تحمل نداشتآنچه تو دیدی ز عمود و زینعاقبت از مشرق زین شد نگونمهر جهانتاب بروی زمینخرمن عمرم همه بر باد شدمیوۀ دل طعمۀ هر خوشه چینصبح من و شام غریبان سیاهروز من امروز چه روز پسینچار جوان بود مرا دلفروزو الیوم أصبحت و لا من بنینلا خیر فی الحیاه من بعدهمفکلهم أمسی صریعاً طعینخون بشو ایدل که جگرگوشگانقد واصلو الموت بقطع الوتیننام جوان مادر گیتی مبرتذکرینی بلیوث العرینچونکه دگر نیست جوانی مرالا تدعونی ویک ام البنینمفتقر از نا

برچسب: نویسنده: یونا رضایی تاريخ: پنجشنبه 21 تير 1403 ساعت: 22:20

(وَلِكُلِّ أُمَّة أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَلا يَسْتَقْدِمُونَ).

«براى عمر هر امتى پايانى است. هرگاه پايان عمرشان برسد لحظه اى نه تأخير مى كنند و نه زودتر فانى مى شوند».

برچسب: نویسنده: یونا رضایی تاريخ: جمعه 8 تير 1403 ساعت: 13:09

دلا تا چند پی پرورانده ای نفس بی پروایکی بر به از این پستی بسوی عالم بالادر این جا چون توانی بود با دیوان آدم وشکه بود است در ازل اصل و نژاد و حضرتت آنجاتو خود را سینه بخت را علم حقایق کنترا بر گوچه سوق داده است علم بوعلی سینااز اینجا و آنجا تو یزدان را همی جوییتو کوری ورنه او با توست در هر وقت در هر جاپرور نفس خود را و نه خواهد کشتنکه نفس برگشت طفل است واویلا و وانفسا

برچسب: نویسنده: یونا رضایی تاريخ: جمعه 1 تير 1403 ساعت: 18:52

چو من کسی که ره مستقیم میداندصفای صوفی و قدر حکیم میداندطریق اهل جدل جمله آفتست و عللره سلامت قلب سلیم میداندکسیکه حسن تو دیده است و عشق فهمیده استمزاج طبع مرا مستقیم میداندچو عشق مظهر حسنست قدر من دانیاز آنکه قدر گدا را کریم میداندرموز سر محبت حبیب میفهمدکنوز کنه سخن را کلیم میداندبدوست دارد امید و ز خویش دارد بیمکسی که معنی امید و بیم میداندبراه مرگ روانست جاهل غافلمسافریست که خود را مقیم میداندبسوی حق بود آهنگ عارف حقبیننه حزن باشد او را نه بیم میداندکسی که لذت دیدار دوست را یابدنعیم هر دو جهان کی نعیم میداندندیده است جمال و شنیده است نوالکه ترک لذت دنیا عظیم میداندمیان خوف و رجا زاهد است سر گرداندو دل شده دل خود را دو نیم میداندبگریه رفت ز خود فیض و طفل اشکش راحسابدان هم درّ یتیم میداند

برچسب: نویسنده: یونا رضایی تاريخ: جمعه 1 تير 1403 ساعت: 18:52

صفحه بندی